پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

امروز در لطف به روی همه بازست

کان نرگس سرمست به سوی همه بازست

تا جرعه جام تو نصیب که کند بخت؟

کاندر پی این جرع گلوی همه بازست

ازدر سگ کویت نرود با همه خواری

هر چند در عیش به روی همه بازست

در بزم حسودان مدهم جرعه آن لب

کانجا دهن بیهده گوی همه بازست

نومید مرو اهلی ازین در که رهم نیست

بازآ که در دوست به روی همه بازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
  2. شمارهٔ ۱۲۹زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است
  3. شمارهٔ ۱۳۰ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
  4. شمارهٔ ۱۳۱گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
  5. شمارهٔ ۱۳۲آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
  6. شمارهٔ ۱۳۳از نرگس توام نظری ای پسر بس است
  7. شمارهٔ ۱۳۴هر که در عشق بتان بی درد زیست
  8. شمارهٔ ۱۳۵زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.