پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

زان در پی یارم که عنانم به کف اوست

بر من چه گناه است کشش از طرف اوست

او تشنه به خون من و گر من سگ اورا

سنگی رسد از حادثه جانم هدف اوست

شاید که دل غمزدگان بشکند از جور

آن گوهر پاکیزه که دلها صدف اوست

برخاست دگر ساقی سرمست من از جا

ساغر بکف و دیده پرخون به کف اوست

چون آب بقا گرچه دهد جان زلب آن شوخ

دلسوخته را بیم هلاک از شعف اوست

مارا به بهشت است هوس نعمت دیدار

حیوان صفتان را سر آب و علف اوست

اهلی رخ از آن کعبه مقصود نتابد

گر در ره او کشته شود هم شرف اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷جان‌بخشی‌ای که با لب لعل تو ای پری است
  2. شمارهٔ ۱۲۸به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
  3. شمارهٔ ۱۲۹زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است
  4. شمارهٔ ۱۳۰ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
  5. شمارهٔ ۱۳۱گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
  6. شمارهٔ ۱۳۲آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
  7. شمارهٔ ۱۳۳از نرگس توام نظری ای پسر بس است
  8. شمارهٔ ۱۳۴هر که در عشق بتان بی درد زیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.