پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است

کان نمکی هر چه تو داری نمکین است

گر بحر بلا موج زند باک ندارم

بیمی اگرم هست از آن چین جبین است

تا روی زمین زیر کف پای تو به دید

مه با همه قدرش حسد از خاک زمین است

غافل مشو ای یوسف جان کز پس و پیشت

صد گرگ زهر گوشه کناری به کمین است

ابروی تو دل دزدد و محراب مراد است

چشم تو ره دین زند و گوشه نشین است

هرچند دل آویز بود صورت نقاش

پیش تو چه جان دارد اگر صورت چین است

یارب چه سعادت طلب است این دل اهلی

کز محنت تن دور و به وصل تو قرین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
  2. شمارهٔ ۱۲۶امروز در لطف به روی همه بازست
  3. شمارهٔ ۱۲۷جان‌بخشی‌ای که با لب لعل تو ای پری است
  4. شمارهٔ ۱۲۸به عقل در ره عشق تو خانه نتوان ساخت
  5. شمارهٔ ۱۲۹زهی ملاحت و خوبی که با تو محبوب است
  6. شمارهٔ ۱۳۰ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
  7. شمارهٔ ۱۳۱گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
  8. شمارهٔ ۱۳۲آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.