پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

شمعی که گرم خشم تر از برق لامع است

گر عالمی به جور بسوزد چه مانع است

برگشته است ماه من از مهر من دگر

بازم مگر ستاره اقبال راجع است

با مرغ روح خویش خوشم زانکه چون هما

با مشتی استخوان که مرا هست قانع است

طالع شد آفتاب رخ یار همچو شمع

باید مرا هلاک شدن این چه طالع است

تنها نسوخت خرمن ما برق حسن تو

هر جا که هست لمعه روی تو لامع است

اهلی بقای خویش مجو در فراق یار

زانرو که در فراق بتان عمر ضایع است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۹بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
  3. شمارهٔ ۱۲۰تا نقش نعل اسبت محراب اهل دین است
  4. شمارهٔ ۱۲۱دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست
  5. شمارهٔ ۱۲۲تا ابد عاشق حسن توام از روز الست
  6. شمارهٔ ۱۲۳حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
  7. شمارهٔ ۱۲۴ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست
  8. شمارهٔ ۱۲۵زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.