پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست

خورشید بلندست و شب ما سحرش نیست

تا کار دل ما بکجا میرسد آخر

کز غمزه خون ریز جوانان حذرش نیست

اکنون که به عاشق کشی آن شوخ خبر داد

عاشق چه نشیند مگر از خود خبرش نیست

بیچاره اسیری که گرفتار بتان شد

جز کشته شدن هیچ دوای دگرش نیست

گر چرخ دهد عرض تحمل زمه و مهر

اهلی سگ یارست بدینها ...رش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰تا نقش نعل اسبت محراب اهل دین است
  2. شمارهٔ ۱۲۱دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست
  3. شمارهٔ ۱۲۲تا ابد عاشق حسن توام از روز الست
  4. شمارهٔ ۱۲۳حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
  5. شمارهٔ ۱۲۴ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست
  6. شمارهٔ ۱۲۵زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
  7. شمارهٔ ۱۲۶امروز در لطف به روی همه بازست
  8. شمارهٔ ۱۲۷جان‌بخشی‌ای که با لب لعل تو ای پری است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.