پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

وقت طرب ایام گل و موسم کشت است

میخانه ما در همه ایام بهشت است

بی یاد تو در هیچ مقامی نه نشستم

گر گوشه محراب و گر کنج کنشت است

سر تا قدمی روشنی دیده چو خورشید

ایزد تن پاکت مگر از نور سرشتست

آدم به چنین خوبی و عیسی نفسی نیست

حقا که پری هم سخنش پیش تو زشت است

چون دوخته گردد دل صد چاک تو اهلی

چون رشته مقصود ترا چرخ نرشتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست
  2. شمارهٔ ۱۱۵لوح خاک ما به خون نقش از دل صد چاک ماست
  3. شمارهٔ ۱۱۶شمعی که گرم خشم تر از برق لامع است
  4. شمارهٔ ۱۱۷در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
  5. شمارهٔ ۱۱۸آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۹بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
  7. شمارهٔ ۱۲۰تا نقش نعل اسبت محراب اهل دین است
  8. شمارهٔ ۱۲۱دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.