پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

من سری دارم که بر خاک ره از جولان اوست

هرکه بردارد زخاک ره سر من زان اوست

او که خواهد در خم چوگان سرماهمچو گوی

گوییا کاینک سرما و سر میدان اوست

گر بخون غلطان نشد زان زلف چون چوگان دلم

این گنه از گو نبود از جانب چوگان اوست

پیش آهوی حرم صاحبدلان قربان شوند

من سگ یارم که آهوی حرم قربان اوست

در هوا هر ذره خاکی مردم چشمی بود

بسکه چشم عاشقان خاک ره از جولان اوست

دامن اهلی که چاک از عشق شد چون دوزیش

تا بدامان قیامت چاک در دامان اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶شمعی که گرم خشم تر از برق لامع است
  2. شمارهٔ ۱۱۷در بت پرستی قبله ام چون آن بت روحانی است
  3. شمارهٔ ۱۱۸آن شوخ سوارست و سوی ما گذرش نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۹بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
  5. شمارهٔ ۱۲۰تا نقش نعل اسبت محراب اهل دین است
  6. شمارهٔ ۱۲۱دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست
  7. شمارهٔ ۱۲۲تا ابد عاشق حسن توام از روز الست
  8. شمارهٔ ۱۲۳حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.