پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

نور دو چشم کز برم بریده رفته است

هیچ نمی رود زدل گرچه زدیده رفته است

پای بدامن کفن زان نکشد شهید عشق

کز سر مستی جهان دست کشیده رفته است

کعبه جان کجا برد بار تعلق خسان

یافته ره در آن حرم هر که جریده رفته است

هرکه ندیده روی او گر همه کام دیده است

عاقبت از جهان چو شد کام ندیده رفته است

از پی آن غزال چین اهلی اگر تو جان دهی

کی بکف آریش دگر کز تو رمیده رفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
  2. شمارهٔ ۱۰۴گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
  3. شمارهٔ ۱۰۵گرچه حسن همه کس آفت اهل نظرست
  4. شمارهٔ ۱۰۶نیازمند ترا رسم خود پسندی نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۷باز از سر زلف دل آشفته خبر یافت
  6. شمارهٔ ۱۰۸بسکه به دل می زنم سنگ که دلدار رفت
  7. شمارهٔ ۱۰۹تاخریدار تو شد گل آبرو صدجا فروخت
  8. شمارهٔ ۱۱۰عاشق مجنونم و صحرای غم جای من است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.