پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

مست می و ساقیم تا نفسی باقی است

با می و ساقی مرا کار بسی باقی است

گر دلم از دست رفت بهر نثار رهت

شکر که بر جان هنوز دست رسی باقی است

خیز و گل عشق چین کز چمن زندگی

تا مژه بر هم زنی خار و خسی باقی است

پیر شدیم از جهان دست زجان شسته ایم

نیست بجز دیدنت گر هوسی باقی است

مرغ نشاطم پرید جز تن زارم نماند

هرکه بپرسد ز من گو نفسی باقی است

نام تو اهلی ز عشق زنده بود تا ابد

بی صفت عشق کی نام کسی باقی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ای که چون چشم خوشت نرگس مخموری نیست
  2. شمارهٔ ۹۸بی اختیار ماست که دل بیقرار ازوست
  3. شمارهٔ ۹۹در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۰به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
  5. شمارهٔ ۱۰۱نور دو چشم کز برم بریده رفته است
  6. شمارهٔ ۱۰۲چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
  7. شمارهٔ ۱۰۳شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
  8. شمارهٔ ۱۰۴گویم سیاه بختی ام از دود آه کیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.