پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را

گو چنین ساز بتی تا بپرستند او را

زاهدان سنگ که بر شیشه میخواره زدند

نه همان شیشه که دل نیز شکستند اورا

عالمی گر بکشد کیست که گوید که مکش

کز محبت همه کس واله و مستند اورا

شهسوارا بگذار این که ببوسم باری

پای صیدی که به فتراک تو بستند اورا

داغ عاشق منگر خوار که شد مردم چشم

مگسانی که بر آن داغ نشستند اورا

چشم صیاد تو شوخیست که صاحبنظران

با همه زیرکی از دام بجستند او را

شمع رخسار تو را سوخته یی چون اهلی

نبود زین همه پروانه که هستند اورا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا
  2. شمارهٔ ۷۵ز فتراک‌ِ سوارِ من ، چه معراجی است آهو را
  3. شمارهٔ ۷۶چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا
  4. شمارهٔ ۷۷چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
  5. شمارهٔ ۷۸بود که گریه بشوید خط گناه مرا
  6. شمارهٔ ۷۹گر شبی بردارد آن شمع از مه عارض نقاب
  7. شمارهٔ ۸۰یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب
  8. شمارهٔ ۸۱پای‌بوس آن بت سنگین‌دل یاقوت‌لب
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.