پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را

به آفتاب چه نسبت ستاره سوخته را

بیا و لاله صفت چاک ساز سینه من

برون فکن جگر پاره پاره سوخته را

ز دوزخش چه غم آن دل که سوخت داغ تواش

کسی نسوخت در آتش دوباره سوخته را

نظاره تو جگر شوزدم مرو از چشم

دگر مسوز به حسرت نظاره سوخته را

بسوخت اهلی و شوق لب تو برد به خاک

نکرد مرهم لعل تو چاره سوخته را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
  2. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
  3. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
  4. شمارهٔ ۷۱چون تو گویی سخن‌، این دلشده را گوش کجا
  5. شمارهٔ ۷۲نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را
  6. شمارهٔ ۷۳نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا
  7. شمارهٔ ۷۴باز چون شمع سحر رشته جان سوخت مرا
  8. شمارهٔ ۷۵ز فتراک‌ِ سوارِ من ، چه معراجی است آهو را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.