پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا

خون می چکد زدیده و دل در درون مرا

من خود نشان تیر ملامت نگشته ام

عشقت نشانه ساخت به داغ جنون مرا

رخسار لاله رنگ تو در دیده بایدم

بی تو چه سود چهره بخون لاله گون مرا

این سرخ رویی ام بس اگر می کند فلک

موی سفید در قدمت غرق خون مرا

از گلشنم به گلخن محنت کشید هجر

بخت بد است در همه جا رهنمون مرا

اهلی چو لاله خاک رهم لیک خوشدلم

کز دل نرفت داغ غم او برون مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
  2. شمارهٔ ۶۷چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
  3. شمارهٔ ۶۸پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
  4. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
  5. شمارهٔ ۷۰زشت است کان نکورو از حد برد جفا را
  6. شمارهٔ ۷۱چون تو گویی سخن‌، این دلشده را گوش کجا
  7. شمارهٔ ۷۲نقشبندی که کسان عاشق و مستند او را
  8. شمارهٔ ۷۳نیست آن در که ز گوش آمده تا دوش ترا
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.