پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا

چون نروم که مو کشان می کشد اژدها مرا

همچو مگس در انگبین کوشش هرزه میکنم

دست ز خویش مگسلم تا تو کنی رها مرا

زخم دل از تو تابکی؟ صبر نماند و طاقتم

وه چه کنم مگر دهد صبر و دلی خدا مرا

با همه آفتاب من از سر مهر طالع است

هیچ وفا نمی کند طالع بی وفا مرا

کوه بلا چو اهلیم گر نه ز غم بیفکند

دست اجل به زور خود کی فکند ز پا مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲این حسن و ملاحت نگر آن کان نمک را
  2. شمارهٔ ۶۳دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا
  3. شمارهٔ ۶۴پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا
  4. شمارهٔ ۶۵اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را
  5. شمارهٔ ۶۶اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
  6. شمارهٔ ۶۷چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
  7. شمارهٔ ۶۸پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
  8. شمارهٔ ۶۹در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.