پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

ای بی‌تو از خون بسته گل مژگان من بر خارها

خار است دور از روی تو در چشم من گلزارها

هرچند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا

بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها

خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان

سازند چون صورت بتان جا بر سر دیوارها

تا حال جان از شیونم دانی یکایک ای صنم

قانون صفت دارد تنم از رشته جان تارها

کار تو ناز و دلبری کار دل ما خون‌خوری

ماییم و عشقت ای پری داریم با هم کارها

زخم تو دارم متصل در سینه ای پیمان‌گسل

من چون زیم آزرده‌دل با این همه آزارها

اهلی ز شوق گل‌رخان چون گل بود آشفته‌جان

گل در چمن جامه‌دران او در سر بازارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹به هم متاب دگر سنبل پریشان را
  2. شمارهٔ ۶۰زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا
  3. شمارهٔ ۶۱کس نبودش خبر از زشتی و زیبایی ما
  4. شمارهٔ ۶۲این حسن و ملاحت نگر آن کان نمک را
  5. شمارهٔ ۶۳دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا
  6. شمارهٔ ۶۴پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا
  7. شمارهٔ ۶۵اگرچه از رخ خود چشم بسته یی ما را
  8. شمارهٔ ۶۶اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.