پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی

یغمای جندقی

غزلیات

۱۵۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
  2. شمارهٔ ۶۲ ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
  3. شمارهٔ ۶۳ به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
  4. شمارهٔ ۶۴ جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
  5. شمارهٔ ۶۵ هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد
  6. شمارهٔ ۶۶ چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود
  7. شمارهٔ ۶۷ یوسف مصری اگر جمال تو بیند
  8. شمارهٔ ۶۸ رابطه دل به غمزه راه ندارد
  9. شمارهٔ ۶۹ ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
  10. شمارهٔ ۷۰ هر سرو که طوبیش ز قد منفعل آید
  11. شمارهٔ ۷۱ گرچه دانم ره عشق تو به سر می‌نرود
  12. شمارهٔ ۷۲ کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود
  13. شمارهٔ ۷۳ به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد
  14. شمارهٔ ۷۴ گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
  15. شمارهٔ ۷۵ هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
  16. شمارهٔ ۷۶ من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کرد
  17. شمارهٔ ۷۷ ز هجرانت چنانم جان بسوزد
  18. شمارهٔ ۷۸ بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
  19. شمارهٔ ۷۹ در بتکده گر خانه ای آباد توان کرد
  20. شمارهٔ ۸۰ تا به خاطر مژه و ابروی توام بر گذرد
  21. شمارهٔ ۸۱ شراب از خم به جام آمد خوش آمد
  22. شمارهٔ ۸۲ لبت از می چو لعل رنگ آید
  23. شمارهٔ ۸۳ آنچه با من سوز عشق وی کند
  24. شمارهٔ ۸۴ تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
  25. شمارهٔ ۸۵ سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
  26. شمارهٔ ۸۶ زور دستان بنهد زال صفت زار آید
  27. شمارهٔ ۸۷ دل با صف غمزه ای در افتاد
  28. شمارهٔ ۸۸ تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
  29. شمارهٔ ۸۹ فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
  30. شمارهٔ ۹۰ جز آفتاب تو و آن غنچه شراب آلود
  31. شمارهٔ ۹۱ ای دل ز خود برون شو یار است دیدی آمد
  32. شمارهٔ ۹۲ آنکه در پرده دل خلق جهانی بر باید
  33. شمارهٔ ۹۳ همه تاب رخت از رشحه ساغر خیزد
  34. شمارهٔ ۹۴ یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسید
  35. شمارهٔ ۹۵ چرا خورشید و ماهش بر نباشد
  36. شمارهٔ ۹۶ غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود
  37. شمارهٔ ۹۷ شد دلم شیفته زلف گره گیر دگر
  38. شمارهٔ ۹۸ هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
  39. شمارهٔ ۹۹ خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
  40. شمارهٔ ۱۰۰ خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  41. شمارهٔ ۱۰۱ دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  43. شمارهٔ ۱۰۳ بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
  44. شمارهٔ ۱۰۴ نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
  45. شمارهٔ ۱۰۵ زلف تو نشسته تا سر دوش
  46. شمارهٔ ۱۰۶ دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک
  47. شمارهٔ ۱۰۷ نریخت ساقی چشم تو ساغری به گلویم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ چه شد که خانه به غیر از شرابخانه ندارم
  49. شمارهٔ ۱۰۹ نگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستم
  50. شمارهٔ ۱۱۰ بهار ار باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
  51. شمارهٔ ۱۱۱ شبان تیره که از تاب زلف یار بنالم
  52. شمارهٔ ۱۱۲ هر جا حدیث عشق تو بیدادگر کنم
  53. شمارهٔ ۱۱۳ ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
  54. شمارهٔ ۱۱۴ گفتم که به خاک و خون نشستم
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ از لعل تو آنکه ساخت خاتم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  59. شمارهٔ ۱۱۹ جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ چو چشمت ترک مستی در کمینم

متن اشعار به نقل از گنجور.