پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسید

بهتر آن بود که این درد به درمان نرسید

یک قدم نیست فزون مرحله عشق و عجب

راه چندانکه بریدیم به پایان نرسید

ترک من تاختن از اصل نداند که به صید

بارها رفت ولی کار به جولان نرسید

بر جهان گوشه دامان مرا منت هاست

که به تدبیر وی این قطره به طوفان نرسید

بارها برد دل از طره به چشمش فریاد

شحنه کفر به فریاد مسلمان نرسید

دل ز زلف تو به لعل تو رسد کیست که کرد

طی ظلمات و به سرچشمه حیوان نرسید

از چه آب و گلی ای میکده یا رب که سرم

تا نشد خاک به راه تو به سامان نرسید

با خطت سر نسپارم چه نشاط از حرم است

هر که را سرزنش از خار مغیلان نرسید

منم آن سوخته مرغ همه حسرت یغما

کآشین ماند و شد از دام به بستان نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود
  2. شمارهٔ ۹۷شد دلم شیفته زلف گره گیر دگر
  3. شمارهٔ ۹۸هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
  4. شمارهٔ ۹۹خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
  5. شمارهٔ ۱۰۰خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  6. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  7. شمارهٔ ۱۰۲نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  8. شمارهٔ ۱۰۳بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.