پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود

راست شد راست که کم نیست کهَر هم ز کبود

جز توکت کاست خط و مبلغی افزود به حسن

نشنیدیم زیانی که شود مایه سود

آخرش آن گره از طره گشادم با دست

که همی شانه به دندان نتوانست گشود

دیده بس اشک بر آن چاه زنخندان پرداخت

سینه بس آه بر آن زلف رسن گر پیمود

زان چه این را که همی باد به چنبر همه بست

زین چه آن را که همی آب به هاون همه سود

نه میان از کمر آگه نه دهان از گفتار

هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود

نه همین سرو وصنوبر بر نه همین مشک و عبیر

خاک آن قامت و زلف آنچه فراز است و فرود

روز و شب دورم از آن طره و طلعت یغما

چیست دل کیست روان آن همه داد این همه دود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
  2. شمارهٔ ۹۹خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
  3. شمارهٔ ۱۰۰خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  4. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  5. شمارهٔ ۱۰۲نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  6. شمارهٔ ۱۰۳بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
  7. شمارهٔ ۱۰۴نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
  8. شمارهٔ ۱۰۵زلف تو نشسته تا سر دوش
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.