پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

شد دلم شیفته زلف گره گیر دگر

باز دیوانه در افتاد به زنجیر دگر

بر جراحت چه نهی مرهمم آن به که کنی

زخم شمشیر مرا چاره به شمشیر دگر

خوار شد صید دلم پیش تو خوش آنکه نبود

هر سر موی تو در گردن نخجیر دگر

ساعد آلوده به خون دگران داری و نیست

جز هلاک خودم از دست تو تدبیر دگر

عیش ما با لب و دندان بتان شهد و فقیه

زهرها خورده به یاد عسل و شیر دگر

گفته بود آنچه به من پیر مغان گفت مرا

واعظ شهر همان، لیک به تقریر دگر

خواهی ار زر کنی این قلب مس اندوده مجوی

به جز از خاک در میکده اکسیر دگر

دفتر عشق ز یک نکته فزون نیست ولی

هر کسی شرحی از او گفته به تفسیر دگر

کار یغما نشد از پیر خرد راست کجاست

خضر راهی که شتابم ز پی پیر دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
  2. شمارهٔ ۱۰۰خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  3. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  4. شمارهٔ ۱۰۲نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  5. شمارهٔ ۱۰۳بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
  6. شمارهٔ ۱۰۴نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
  7. شمارهٔ ۱۰۵زلف تو نشسته تا سر دوش
  8. شمارهٔ ۱۰۶دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.