پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش

که دست خون ناحق کشتگان بگرفته دامانش

سپاه خط مگر بر کشور حسنش شبیخون زد

که بر گیسو شکست افتاد و بر گردید مژگانش

سراپا خاکیان مستند یا مخمور پنداری

بنای آدم از لای ته خم بود بنیانش

میارا بر به مشکین طره ترسم ظالمی گوید

که بگرفته است دود آه مظلومان گریبانش

وجودم هندوی خال غلامی شد که می روید

به جای سبزه خط یوسف از چاه زنخدانش

نه زاهد بهر پاس دین ننوشد می از آن ترسد

که گردد آشکارا وقت مستی کفر پنهانش

ز می تائب شد اما پاس عهد توبه کی دارد

لب یغما که با پیمانه عمری بود پیمانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک
  2. شمارهٔ ۱۰۷نریخت ساقی چشم تو ساغری به گلویم
  3. شمارهٔ ۱۰۸چه شد که خانه به غیر از شرابخانه ندارم
  4. شمارهٔ ۱۰۹نگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستم
  5. شمارهٔ ۱۱۰بهار ار باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
  6. شمارهٔ ۱۱۱شبان تیره که از تاب زلف یار بنالم
  7. شمارهٔ ۱۱۲هر جا حدیث عشق تو بیدادگر کنم
  8. شمارهٔ ۱۱۳ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.