پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم

جذبه نشئه شوق آمد و برد از هوشم

آنچنان رفته‌ای از دست ز تاب می دوش

که از این کو نتوان برد مگر بر دوشم

بس‌که از غلغله زهد جهان پر غوغاست

بانگ نی زمزمه وعظ بود در گوشم

یارب اندر شکن سایه آن زلف سیاه

راحتی بخش از این فرقه ازرق‌پوشم

چه عجب گر نکنم روی ارادت به حجاز

من که در سجده محراب خم ابروشم

می‌کنم پرده‌گشایی ز رخ شاهدِ راز

غیرت لعل لبت گر نکند خاموشم

دیگران از می و من از لب ساقی یغما

گاه سرمست و گهی سرخوش و گه مدهوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشم
  2. شمارهٔ ۱۱۶از لعل تو آنکه ساخت خاتم
  3. شمارهٔ ۱۱۷آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
  4. شمارهٔ ۱۱۸تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  6. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  7. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
  8. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.