پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم

چرخ و صد عقده به کارش فکند باز منم

نیست مرغی که پرش رُست و نزَد بالی‌، ماند

در دل مرغی اگر حسرت پرواز منم

زلف در پای تو کو دست که بینم روزی

تا بدین دولت شایسته سرافراز منم

بگشا لب به تبسم که مسیحا گوید

آنکه هرگز نکند دعوی اعجاز منم

مرد میدان دو جامند حریفان یغما

رند‌ِ خُم‌خانه‌کش‌ِ میکده‌پرداز منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  2. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  3. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
  4. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
  5. شمارهٔ ۱۲۳روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمان
  6. شمارهٔ ۱۲۴بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این
  7. شمارهٔ ۱۲۵نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن
  8. شمارهٔ ۱۲۶ای خم ابروی کجت قبله راستین من
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.