پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

از صومعه زاهد به خرابات سفر کن

طامات صفائی ندهد فکر دگر کن

آدم به نشاط غمش از گلشن مینو

بگذشت تو هم گر خلفی کار پدر کن

تا در ره او پای کند پویه قدم زن

تا بر در او دست دهد خاک به سر کن

شاید که به گوشش رسی ای ناله رسا شو

باشد که ترحم کند ای آه اثر کن

خندم شب هجران چو شب وصل مگر چرخ

رشک آرد و گوید به شب آغاز سحر کن

اشکت بخراشد جگر مردم و ترسم

غمگین شود ای مردمک دیده حذر کن

خواهی به سلامت گذری از نظر دوست

یغما تن و جان را هدف تیر نظر کن

خشنودی مفتی و مریدان نظر شیخ

یغما خری اندر وحل افتاد خبر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این
  2. شمارهٔ ۱۲۵نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن
  3. شمارهٔ ۱۲۶ای خم ابروی کجت قبله راستین من
  4. شمارهٔ ۱۲۷منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
  5. شمارهٔ ۱۲۸مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده
  6. شمارهٔ ۱۲۹تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۳۰عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ای
  8. شمارهٔ ۱۳۱چهره آذرگون ز آذرگون شراب آورده ای
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.