پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من

این گواهی بس که زاهد می‌کند انکار من

در خراباتش به جامی بارها کردم گرو

تا نپنداری سعادت نیست در دستار من

میکده کردم بنا کو بانی بیت الحرام

تا بپرسم بهتر آثار تو یا آثار من

گر سرای شیخ شاهد باز خوانندم چه عیب

هیچکس زیشان نداند خوبتر اسرار من

گفتم آه از آفتاب گرم محشر پیر دیر

گفت مانا غافلی از سایه دیوار من

تا شدم در رسته شیرین لبت شکر فروش

کاروان مصر در تنگ است از بازار من

مفتی ارسگ خواندم رنجش خلاف مردمی است

من که باشم کز خطاب مفتی آید عار من

بر لب غیر آنکه دارد چشم گاه داوری

کی کند وقت تظلم گوش بر گفتار من

خوابش از مژگان مبر ای ناله بو بیند به خواب

چشم شوخش ماجرای دیده بیدار من

رشته تسبیح عمر زاهد ار یغما گسیخت

نیست جای غم فدای تاری از زنار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۳۰عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ای
  3. شمارهٔ ۱۳۱چهره آذرگون ز آذرگون شراب آورده ای
  4. شمارهٔ ۱۳۲چون تو به جعد عنبرین نافه چین پراکنی
  5. شمارهٔ ۱۳۳کوری و باغ و شمع را بسکه لطیف و روشنی
  6. شمارهٔ ۱۳۴گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی
  7. شمارهٔ ۱۳۵به جانان درد دل ناگفته ماند ای نطق تقریری
  8. شمارهٔ ۱۳۶تو بدستی که به تیر مژه دل می شکری
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.