پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ای

عکس خوبان راست سرو از آفتاب آورده ای

چرخ ماه از آفتاب آورد و تو از جام و چهر

بر خلاف چرخ از ماه آفتاب آورده ای

زان خط ام خون ریزد از مژگان و خیزد ای شگفت،

مشک ناب از خون تو خون از مشک ناب آورده ای

تا حساب رستخیزت چیست کز قامت به خلق

صد قیامت رستخیز بی حساب آورده ای

ز آفتاب آمد طراز لعل رخشان ای عجب

لعل رخشان را طراز آفتاب آورده ای

سیر زاهد می دهی در راه عشق آهسته تر

ریشِ گاوی ، با زبان خَر در خَلاب آورده ای

خاک پهنه هوش و یغما دیده خورشید و ماه

زین کمیت برق پی کاندر رکاب آورده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲چون تو به جعد عنبرین نافه چین پراکنی
  2. شمارهٔ ۱۳۳کوری و باغ و شمع را بسکه لطیف و روشنی
  3. شمارهٔ ۱۳۴گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی
  4. شمارهٔ ۱۳۵به جانان درد دل ناگفته ماند ای نطق تقریری
  5. شمارهٔ ۱۳۶تو بدستی که به تیر مژه دل می شکری
  6. شمارهٔ ۱۳۷باده صافی و بوی گل و باد سحری
  7. شمارهٔ ۱۳۸روم به جلد سگ پاسبان که گاه به گاهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹دل از خیال زنخدانت اوفتاد به راهی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.