پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی

دل نه که سنگ پهلوئی سر نه که بار گردنی

قبله دیر و مسجدی، کعبه زهد و زاهدی

غارت دین و دانشی، فتنه کوی و برزنی

بر به صلاح دشمنان، طره و ابروی و مژه

در به مصاف دوستان، تیر و کمان و جوشنی

صدق و ارادت مرا این دو گواه عدل بس

کز همه با تو دوستم و از همه ام تو دشمنی

بر رخ تست مرد و زن فتنه کزان خط و ذقن

رهزن صد منیژه و چاه هزار بیژنی

راست به قدو زلف و خط، صاف به چهر و کتف و لب

کشمر و چین وتبتی، خلخ و مصر و ارمنی

از مژه و ابروی بتان بر سر و تیغ و خنجرم

لیک ترا چه کت بپا در نخلیده سوزنی

یغما از مجاهدت کی کشی آستین او

بیهده بر در طلب دست هزار دامنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶تو بدستی که به تیر مژه دل می شکری
  2. شمارهٔ ۱۳۷باده صافی و بوی گل و باد سحری
  3. شمارهٔ ۱۳۸روم به جلد سگ پاسبان که گاه به گاهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹دل از خیال زنخدانت اوفتاد به راهی
  5. شمارهٔ ۱۴۰وطن ناچار رندان را چو در میخانه بایستی
  6. شمارهٔ ۱۴۱بگیر گوشه جام ار حریف عیش مدامی
  7. شمارهٔ ۱۴۲زاهدم می دهد از سلسله زلف تو پندی
  8. شمارهٔ ۱۴۳ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.