پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی

ماه رمضان است بکن کار ثوابی

در سینه ندانم که چه کرد آتش عشقت

از ناله خود می شنوم بوی کبابی

صد حرف زند در عوض یک سخن غیر

و آنگاه سوالی که نیرزد به جوابی

آن زرد گیاهیم که در دشت محبت

یک بار به ما سایه نینداخت سحابی

تا بو که به وجهی نگرم روی تو پیوست

دارم به هم آمیخته بیداری و خوابی

مگذار که خط گرد عذار تو زند پر

هم جلوه طاووس دریغ است غرابی

انوار شهود تو به روی تو حجاب است

زانم چه که امروز برافکنده نقابی

ناوک به سوی مدعی افکند و به من خورد

این است خطائی که بود به ز صوابی

یغما عجب ار خاک وجودت نبرد باد

از چشم و دل این گونه که در آتش و آبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
  2. شمارهٔ ۱۴۶محمل از شهر به در می برد امروز کسی
  3. شمارهٔ ۱۴۷دل از لقای تو گفتم رسد به تمکینی
  4. شمارهٔ ۱۴۸دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
  5. شمارهٔ ۱۴۹شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
  6. شمارهٔ ۱۵۰مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی
  7. شمارهٔ ۱۵۱آن مه ز مهر برداشت طرف نقاب نیمی
  8. شمارهٔ ۱۵۲حاصل من چیست ز فرزانگی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.