پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

بگیر گوشه جام ار حریف عیش مدامی

که دور از خم گردون نمود گوشه جامی

به طاق ابروی ماهی بنوش جام هلالی

چه مانده چشم به راه هلال عید صیامی

جهان زنکهت پیمانه مست و واعظ مسکین

هنوز گرم ملامت مگر نداشت مشامی

ببین به دیده وحدت مقیم دیر و حرم را

که در میانه نبینی جز اختلاف مقامی

ز آشیانه و گلشن چه حاصلم که ندارد

گذر به خانه صیاد و ره به حلقه دامی

دریغ نیست گذشتن ز سنگ جور نکویان

اگر شکسته پَرَت ، بر نشین به گوشهء بامی

جگر خراش به گوشم رسید ناله یعقوب

مگر ز مصر به کنعان رسیده است پیامی

به ماه و سرو چه نسبت جمال و قدبتان را

نه ماه را قد موزون نه سرو راست خرامی

نشان مجوی ز یغما که من به ناحیه دیدم

دو اسبه پشت به مقصد ز دست رفته لگامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
  2. شمارهٔ ۱۴۴صدنامه نوشتیم وز صدر تو خطابی
  3. شمارهٔ ۱۴۵دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
  4. شمارهٔ ۱۴۶محمل از شهر به در می برد امروز کسی
  5. شمارهٔ ۱۴۷دل از لقای تو گفتم رسد به تمکینی
  6. شمارهٔ ۱۴۸دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
  7. شمارهٔ ۱۴۹شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
  8. شمارهٔ ۱۵۰مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.