پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

وطن ناچار رندان را چو در میخانه بایستی

حرم میخانه قندیل حرم پیمانه بایستی

به زاهد تا ز می بوئی رسد بعد از شکستن ها

سفال می فروشان سبحه صد دانه بایستی

جنون غوغا ز شهرم سوی هامون برد و دل تنگم

ز من در هر سر بازار صد افسانه بایستی

عیار نقد اخلاص حرم جویان نشد ظاهر

به هر یک سال روزی کعبه آتش خانه بایستی

نبودی هر نظر شایسته نظاره لیلی

وگرنه در جهان هر عاقلی دیوانه بایستی

مگو بازار با یوسف میسر نیست زالی را

قدم در نه در این ره همت مردانه بایستی

به حکمت دیر و مسجد شد مقام راهب و زاهد

که بلبل را گلستان جغد را ویرانه بایستی

دم مردن ز مستی توبه کردم وه ندانستم

به جای تو به در دستم کنون پیمانه بایستی

به زلف و خال بردی عاقبت دل از کف یغما

که صید طایر وحشی به دام و دانه بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲زاهدم می دهد از سلسله زلف تو پندی
  2. شمارهٔ ۱۴۳ساقی جگرم سوخت بده جام شرابی
  3. شمارهٔ ۱۴۴صدنامه نوشتیم وز صدر تو خطابی
  4. شمارهٔ ۱۴۵دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
  5. شمارهٔ ۱۴۶محمل از شهر به در می برد امروز کسی
  6. شمارهٔ ۱۴۷دل از لقای تو گفتم رسد به تمکینی
  7. شمارهٔ ۱۴۸دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
  8. شمارهٔ ۱۴۹شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.