پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

کوری و باغ و شمع را بسکه لطیف و روشنی

شمع مدام شعله ای باغ تمام گلشنی

فیض دهی به کفر و دین کز در طره و جبین

پرتو سایه پروری سایه پرتو افکنی

وصل و فراق در بهم گرنه میسر از چه رو

روز و شب از تو من جدا تو شب و روز بامنی

ای خم زلف سحرزا گرنه مشعبدی چرا

موی ضعیف بر سری بند گران به گردنی

خط اگراین و آن ذقن چیست سرشک و آه من

بستن باد و چنبری سودن آب و هاونی

گندم خال چوآوری دانه هوش و دام دل

گشت خرد به خردلی، خرمن دین به ارزنی

یغما خود پرستیت گشت سمر به کفر و دین

وحدت شرک سوز را هم بت و هم برهمنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵به جانان درد دل ناگفته ماند ای نطق تقریری
  2. شمارهٔ ۱۳۶تو بدستی که به تیر مژه دل می شکری
  3. شمارهٔ ۱۳۷باده صافی و بوی گل و باد سحری
  4. شمارهٔ ۱۳۸روم به جلد سگ پاسبان که گاه به گاهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹دل از خیال زنخدانت اوفتاد به راهی
  6. شمارهٔ ۱۴۰وطن ناچار رندان را چو در میخانه بایستی
  7. شمارهٔ ۱۴۱بگیر گوشه جام ار حریف عیش مدامی
  8. شمارهٔ ۱۴۲زاهدم می دهد از سلسله زلف تو پندی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.