پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این

بو کز آن پرده برم راه بجائی به از این

از خرابات و حرم کسب شرف نتوان کرد

ثالثی کو که کند طرح بنائی به از این

منعم از ناله مکن ای مه محفل که نبست

عشق بر قافله حسن درائی به از این

می نمودم به تو اندازه رسوائی عشق

ساحت گیتی اگر داشت فضائی به از این

گفتی از کوی خرابات برو جای دگر

چون روم چون نبرم راه به جائی به از این

ز اشک و آه ای دل بی صبر و سکون شکوه مکن

داشت کی ملک وفا آب و هوائی به از این

خون یغما نه چو یاران به ستم ریز مگر

زیر تیغ تو زند دستی و پائی به از این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ای خم ابروی کجت قبله راستین من
  2. شمارهٔ ۱۲۷منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
  3. شمارهٔ ۱۲۸مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده
  4. شمارهٔ ۱۲۹تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۳۰عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ای
  6. شمارهٔ ۱۳۱چهره آذرگون ز آذرگون شراب آورده ای
  7. شمارهٔ ۱۳۲چون تو به جعد عنبرین نافه چین پراکنی
  8. شمارهٔ ۱۳۳کوری و باغ و شمع را بسکه لطیف و روشنی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.