پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن

چو با یاران کشی می یاد خون آشامی ما کن

چو ناحق کشتیم ایمن مباش از دعوی محشر

من از خون نگذرم حاشا نظیری گفت حاشا کن

فلک تا چند مرغان دگر را آشیان بندی

به شاخ گل مرا هم رشته ای آخر ز پروا کن

به بالین وقت بیماری قدم ننهادی از یاری

بیا اکنون به خواری جان سپاران را تماشا کن

به من از مال عالم یک تخلص مانده مجنون است

به کار آید گر ای لیلی‌وش آن را نیز یغما کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
  2. شمارهٔ ۱۲۸مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده
  3. شمارهٔ ۱۲۹تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۳۰عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ای
  5. شمارهٔ ۱۳۱چهره آذرگون ز آذرگون شراب آورده ای
  6. شمارهٔ ۱۳۲چون تو به جعد عنبرین نافه چین پراکنی
  7. شمارهٔ ۱۳۳کوری و باغ و شمع را بسکه لطیف و روشنی
  8. شمارهٔ ۱۳۴گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.