پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

از لعل تو آنکه ساخت خاتم

بر هیچ نگاشت اسم اعظم

می‌کرد دلم خراب و می‌گفت

از کشور ما خرابه‌ای کم

از دیده بپرس قصه دل

از جام شنو حکایت جم

در دور لبت به روح بخشی

بازیچه بود مسیح مریم

ای گندم خال دوده فامت

آتش زن دودمان آدم

شمشیر تو سد آهنین ساخت

جاوید میان زخم و مرهم

در سجده کعبه جمالت

مژگان شده راست و ابروان خم

تا زلف و لب تو شد پدیدار

گم شد شب قدر و اسم اعظم

چون هست اساس دهر بر باد

چون نیست بنای عمر محکم

یغما من و ساغر پیاپی

مطرب تو و نغمه دمادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  3. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  4. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
  5. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
  6. شمارهٔ ۱۲۳روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمان
  7. شمارهٔ ۱۲۴بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این
  8. شمارهٔ ۱۲۵نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.