پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشم

که بار منت سجاده بر گرفت ز دوشم

صلاح و تقوی و پرهیز و عقل و دانش و هوشم

به جرعه‌ای تو بخر‌، زاهدم اگر نفروشم

به زلف و کاکلم ای خواجه گر سری است ببخشا

که این دو سلسله را من غلام حلقه‌به‌گوشم

گواه مستی و هشیاری این نه بس که تو واعظ

مرا ز عربده کشتی و من هنوز خموشم

چه سود پند که هر پنبه‌ای که ساقی مجلس

گرفت از لب مینای می نهاد به گوشم

امام شهر بپرداخت تن ز خرقه هستی

قبای عید مرا گو بیاورند بپوشم

بگو به پادشه از من کزین معامله بگذر

گدایی سر کویش به سلطنت نفروشم

مرا مگوی که یغما چرا خموش نشستی

بگو ز ناله چه حاصل چو نشنوند خروشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
  2. شمارهٔ ۱۱۸تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  4. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  5. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
  6. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
  7. شمارهٔ ۱۲۳روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمان
  8. شمارهٔ ۱۲۴بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.