پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

گفتم که به خاک و خون نشستم

از تیر تو گفت مزد شستم

گر جز تو صنم مرا خدایی است

در مذهب عشق بت‌پرستم

دورِ فلکم فکند از پای

ای ساغر می بگیر دستم

کردم مژه دجله بو کز آن بحر

افتد چو تو ماهی‌یی به شستم

می ده که ز باده نیست توبه

کار من اگر منم که هستم

از می مگذر به فتوی هوش

این راست ز من شنو که مستم

خاک ره سرو قامتی کرد

آزاد ز هر بلند و پستم

شیخم چه غم ار شکست ساغر‌؟

صد توبه به خون‌بها شکستم

بستم ز سرشک راه کویش

بر مدعی و ز جوی جستم

یغما به رخش رسیدم از خط

زاین خس به گل آشیانه بستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶از لعل تو آنکه ساخت خاتم
  2. شمارهٔ ۱۱۷آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
  3. شمارهٔ ۱۱۸تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  5. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  6. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
  7. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
  8. شمارهٔ ۱۲۳روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمان
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.