پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام

عقل را شیشه ناموس به خارا زده‌ام

از پی میمنت عیش مرا تیغ شراب

تا به دست آمده بر گردن تقوا زده‌ام

می مسیحا و من‌ِ غم‌زده رنجور‌، مکن

عیب اگر دست به‌دامان مسیحا زده‌ام

کاکل و زلف بتان دوده جور و ستمند

به تظلم در این سلسله شب‌ها زده‌ام

آسمان‌! چند مرا شیشهٔ دل می‌شکنی‌؟

شرمی آخر مگرت سنگ به مینا زده‌ام‌؟

با لب و قد تو انصاف ز کوته‌نظری است

گر به غفلت مثَل‌ِ کوثر و طوبی زده‌ام

سبقتم بی‌جهتی نیست ز ارباب سخن

دو سه روزی است که گام از پی یغما زده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  2. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
  3. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
  4. شمارهٔ ۱۲۳روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمان
  5. شمارهٔ ۱۲۴بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این
  6. شمارهٔ ۱۲۵نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن
  7. شمارهٔ ۱۲۶ای خم ابروی کجت قبله راستین من
  8. شمارهٔ ۱۲۷منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.