پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

چو چشمت ترک مستی در کمینم

چه سود ار بگذرد اختر زکینم

نهان زین چشم طوفان زا به مردم

چه منت ها که دارد آستینم

یکم فولاد بازو پنجه بر تافت

دلی باید از این پس آهنینم

من و اندیشه لعلت که خوشتر

زصد ملک سلیمان این نگینم

نه طرف از کفر بستم نی زاسلام

هم از آن توبه باید هم ز اینم

در آن میدان که از هر سوست زنهار

کسی نشنیده غیر از آفرینم

شدم در رهگذر تو سنت خاک

نکوشد کآسمان زد بر زمینم

زهی دولت اگر هندوی زلفت

کشد داغ غلامی بر جبینم

گزاف از من نیاید کفر زلفش

اگر این است یغما وای دینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲از صومعه زاهد به خرابات سفر کن
  2. شمارهٔ ۱۲۳روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمان
  3. شمارهٔ ۱۲۴بزن ای مطرب خوش لهجه نوایی به از این
  4. شمارهٔ ۱۲۵نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن
  5. شمارهٔ ۱۲۶ای خم ابروی کجت قبله راستین من
  6. شمارهٔ ۱۲۷منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
  7. شمارهٔ ۱۲۸مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده
  8. شمارهٔ ۱۲۹تا دم معجز از آن لعل شکرخا زده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.