پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

هر جا حدیث عشق تو بیدادگر کنم

اول ز ناله گوش نیوشنده کر کنم

خود را میان خلق سگ او سمر کنم

شاید بدین وسیله خودی معتبر کنم

خو کرده‌ام به حسرت رویت به زیر تیغ

چندان امان مده که به رویت نظر کنم

تا بعد مرگ نیز کشم رنج انتظار

گوید پس از وفات به خاکت گذر کنم

باری ز لطف بر سر خاکم گذر بترس

زآن روز داوری که سر از خاک بر کنم

بر من شب فراق ترا حق زندگی است

کآن فرصتم نداد که شامی سحر کنم

چون نیست دست آنکه نهم سر به‌پای تو

هر جا که خاک پای تو یابم به سر کنم

آن ترک لشکری نشود رام ز اشک روی

سیم ار به کیل ریزم و زر در سپر کنم

گاهی به لب اشاره کند گه به ابرو‌ان

هر دم به حق خویش گمان دگر کنم

من کینِ می‌فروش نجویم به مهر شیخ

کی با علی مخاصمه بهر عمر کنم

یغما ز پیر میکده گو نز امام شهر

با صحبت مسیح چرا ذکر خر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴گفتم که به خاک و خون نشستم
  2. شمارهٔ ۱۱۵چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشم
  3. شمارهٔ ۱۱۶از لعل تو آنکه ساخت خاتم
  4. شمارهٔ ۱۱۷آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
  5. شمارهٔ ۱۱۸تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  7. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
  8. شمارهٔ ۱۲۱کدام باده ز مینای دهر شد به گلویم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.