پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

شبان تیره که از تاب زلف یار بنالم

به خویش پیچم و همچون گزیده مار بنالم

نه آن گلی که به چشم و دلم ز مهر ببخشی

اگر سحاب بگریم اگر هزار بنالم

شبی سیاه و در او ساز رعد بینی و باران

به روز خویش چو با چشم اشک بار بنالم

به پاس حرمت پیری به یاد آن بر و دامان

رضا مباش که چون طفل شیرخوار بنالم

همی چو برق بخندی چو ابروار بگریم

همی چو باغ ببالی چو رعد سار بنالم

ز روزگار بنالیدمی به مردم از این پس

بر آن سرم که ز مردم به روزگار بنالم

ز سنگ سبزه بروید اگر خریف بگریم

ز شاخ شعله بر آید اگر بهار بنالم

ز صد سوار ننالند غازیان مجاهد

خلاف من که ز یک طفل نی سوار بنالم

به کوه سیل بر آید اگر به دشت بگریم

ز دشت برق جهد گر به کوهسار بنالم

دو گیتی ار همه دشمن مرا از آن همه یغما

امان مباد به جان گر به زینهار بنالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
  2. شمارهٔ ۱۱۴گفتم که به خاک و خون نشستم
  3. شمارهٔ ۱۱۵چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشم
  4. شمارهٔ ۱۱۶از لعل تو آنکه ساخت خاتم
  5. شمارهٔ ۱۱۷آنکه یک عقده ز کارش نکند باز منم
  6. شمارهٔ ۱۱۸تا ز مینای غم عشق تو صهبا زده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۱۹جدا ز لعل تو هر جام لعل گون که کشیدم
  8. شمارهٔ ۱۲۰چو چشمت ترک مستی در کمینم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.