پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک

تا به هوش آید و مستانه کند خدمت تاک

دجله دور است و مرا وقت نه ای شیخ مزن

بر گریبان می آلوده من دامنپاک

باده تلخ گواراست نه حلوا چه عجب

ذوق این خرمگسانش نکند گر ادراک

نهی منکر مکن ای شیخ و ملولم مپسند

که نه انصاف بود می به قدح من غمناک

در نیارد غمش از پا که به دستش جامی است

هیچش از زهر زیان نیست که دارد تریاک

پیر میخانه قدح دادم و بر صدر نشاند

مفتی شهر گرم قدر ندانست چه باک

در حریم حرم دیده از آن گشت مقیم

مژه کز ساحت میخانه برو بد خاشاک

زاهد صومعه گو توبه مفرمای که من

در ورع سستم ودر توبه شکستن چالاک

من و میخانه و پیمانه و ساغر یغما

زاهد و مسجد و تسبیح و ردا و مسواک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸چه شد که خانه به غیر از شرابخانه ندارم
  2. شمارهٔ ۱۰۹نگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستم
  3. شمارهٔ ۱۱۰بهار ار باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
  4. شمارهٔ ۱۱۱شبان تیره که از تاب زلف یار بنالم
  5. شمارهٔ ۱۱۲هر جا حدیث عشق تو بیدادگر کنم
  6. شمارهٔ ۱۱۳ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
  7. شمارهٔ ۱۱۴گفتم که به خاک و خون نشستم
  8. شمارهٔ ۱۱۵چه بارهاست به دوش از سبوی باده‌فروشم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.