پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

زلف تو نشسته تا سر دوش

در ماتم عاشقان سیه پوش

از ما به غلط نمی کنی یاد

وز غیر نمی کنی فراموش

آن پنبه که بر لب صراحی است

ای کاش مرا نهند در گوش

چشم تو به قصد شیر گردون

آهوی حرم به خواب خرگوش

با موی سفید عشقم آن کرد

کآتش نکند به عهن منفوش

بسته است مرا زبان گفتار

فریاد از آن لبان خاموش

ابروت به چهره یا مه سلخ

بگشوده بر آفتاب آغوش

بر دیده نهم گر آیدم تیر

زآن ترک کمان کشیده تا گوش

یغما ز خطش قوی تر افتاد

چون گرگ حریص و چاه خس پوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷نریخت ساقی چشم تو ساغری به گلویم
  2. شمارهٔ ۱۰۸چه شد که خانه به غیر از شرابخانه ندارم
  3. شمارهٔ ۱۰۹نگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستم
  4. شمارهٔ ۱۱۰بهار ار باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
  5. شمارهٔ ۱۱۱شبان تیره که از تاب زلف یار بنالم
  6. شمارهٔ ۱۱۲هر جا حدیث عشق تو بیدادگر کنم
  7. شمارهٔ ۱۱۳ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
  8. شمارهٔ ۱۱۴گفتم که به خاک و خون نشستم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.