پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر

که به آفاق نرفت از نفسم بوی عبیر

کافرم خواند واز عشق نیم توبه پذیر

وای زاهد گرم آگه شود از سر ضمیر

خسروانند گدایان درت وایشان راست

غم سپه، آه علم، داغ نگین، خاک سریر

بر سرخار به یاد تو چنان خوش بروم

که کسی خوش نرود بر سر دیبا و حریر

جام در دست من و چشم تو از باده خراب

زلف در پای تو و گردن من در زنجیر

نازم آن ابرو و مژگان که نه پیکان و نه زه

شهری آغشته به خون این چه کمان است و چه تیر

غیر چشمت که همی می زندم بر به خدنگ

نشنیدم که به مردم زند آهو بره تیر

با همه شیردلی ز آهوی وحشی نکهت

دارم آن وحشت کآهو بره از حمله شیر

از هجوم مژه کن غارت و ز ابرو تاراج

ای سپهدار شکارافکن یغما نخجیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  2. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  3. شمارهٔ ۱۰۲نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  4. شمارهٔ ۱۰۳بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
  5. شمارهٔ ۱۰۴نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
  6. شمارهٔ ۱۰۵زلف تو نشسته تا سر دوش
  7. شمارهٔ ۱۰۶دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک
  8. شمارهٔ ۱۰۷نریخت ساقی چشم تو ساغری به گلویم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.