پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر

عهد مجنون شد و شد نوبت شیدای دگر

دید از هر که ستم رو به من آورد ندید

غم مگر امن تر از سینه من جای دگر

مژده وصل به فردا دهیم آه که نیست

از قفای شب امروز تو فردای دگر

بستان از من و در زلف دلاویزش بند

این دل خون شده هم بر سر دل های دگر

زلف بر پای تو بیم است که دیوانه شوم

وای بینم اگر این سلسله بر پای دگر

از یک ایمان تو جان دادم و افسوس که ماند

تا قیامت به دلم حسرت ایمای دگر

لامکان دو جهان گشت و به مطلب نرسید

هر که جز کوی تو شد طالب ماوای دگر

صفت گریه یغما و شب هجر مپرس

کشتی نوح و در او هر مژه دریای دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  2. شمارهٔ ۱۰۲نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  3. شمارهٔ ۱۰۳بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
  4. شمارهٔ ۱۰۴نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
  5. شمارهٔ ۱۰۵زلف تو نشسته تا سر دوش
  6. شمارهٔ ۱۰۶دانی از بهر چه ته جرعه فشانند به خاک
  7. شمارهٔ ۱۰۷نریخت ساقی چشم تو ساغری به گلویم
  8. شمارهٔ ۱۰۸چه شد که خانه به غیر از شرابخانه ندارم
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.