پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

چرا خورشید و ماهش بر نباشد

اگر سرو از قدش کمتر نباشد

گدائی دارد ار آئینه جام

نکو بنگر که اسکندر نباشد

من از خطش شدم عاشق که میگفت

که علم عشق در دفتر نباشد

رخ و خالش نگه کن تا نگوئی

سپهر و ماه را اختر نباشد

عنان ای دل ز مژگانش بپیچان

که یک تن مرد یک لشکر نباشد

فغان از جور چرخ ار ساعد یار

سپهر جام را محور نباشد

ببال ای سر و اگر پستی به راهش

که از این پایه بالاتر نباشد

مثال روی و خالش رسم بستن

در امکان مه و اختر نباشد

دل و مهرش به سلطان کی توان داد

خرابی را که بام و در نباشد

مکن رشح می از لب پاک مپسند

بهشت عدن را کوثر نباشد

حمامی را که دامی بال پرواز

نبندد کاش هرگز پر نباشد

بدین آئین امام شهر یغما

مسلمانم اگر کافر نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷شد دلم شیفته زلف گره گیر دگر
  2. شمارهٔ ۹۸هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
  3. شمارهٔ ۹۹خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
  4. شمارهٔ ۱۰۰خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  5. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
  6. شمارهٔ ۱۰۲نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بس
  7. شمارهٔ ۱۰۳بسته شد راه تفرج باغ را از پیش و پس
  8. شمارهٔ ۱۰۴نه آن دیبای گلناری است بر سرو خرامانش
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.