پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید

با خلخ رویت که چه از ماه بر آید

هرگز نکند آنکه کند ناوک مژگان

آه سحری کز دل آگاه بر آید

گر روز قیامت به سر زلف تو بندند

با طول شب هجر تو کوتاه بر آید

کاهیده تنم دید و به سنگین دلش افزود

خود کوه ندیدیم که از کاه بر آید

با گندم خالت که دو کونش به جوی نیست

صد خرمن پرهیز به یک کاه بر آید

با شیر فلک پنجه زنم گر زلب دوست

باریم خطاب سگ در گاه بر آید

آهن دلئی بایدت ای سینه ز تیرش

باشد که تمنای تو دل خواه بر آید

زاهد چه عجب گربه حیل دست ز ما برد

از شیر کجا شیوه روباه بر آید

گر سایه خان ظل هما نیست سبب چیست

کافتاد اگر خود به گدا شاه بر آید

بدر امرا شحنه که از رشک ضمیرش

هر صبحدم از سینه مهر آه بر آید

یغما و فرو رفته روانی ز غم آن نیز

بس بی رمقی گاه نه و گاه بر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱ای دل ز خود برون شو یار است دیدی آمد
  2. شمارهٔ ۹۲آنکه در پرده دل خلق جهانی بر باید
  3. شمارهٔ ۹۳همه تاب رخت از رشحه ساغر خیزد
  4. شمارهٔ ۹۴یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسید
  5. شمارهٔ ۹۵چرا خورشید و ماهش بر نباشد
  6. شمارهٔ ۹۶غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود
  7. شمارهٔ ۹۷شد دلم شیفته زلف گره گیر دگر
  8. شمارهٔ ۹۸هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.