پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

آنکه در پرده دل خلق جهانی بر باید

چه قیامت شود آن لحظه که از پرده بر آید

بر فلک آن نه هلال است که انگشت تماشا

مه برآورده که ابروی تو بر خلق نماید

گر چنین طره پریشان گذری جانب بستان

تا قیامت نفس باد صبا غالیه ساید

بگشا ناوک مژگان و به خون کش پر و بالم

تا نگویند که بر صید حرم تیغ نشاید

اشک گلرنگ می و زمزمه ناله سرودم

ساقیم گو ندهد ساغر و مطرب نسراید

آسمان سفله نهاده است ملامت نکنیمش

چه کند سفله نهاد ار طرف سفله نیاید

حاجت شرح ندارد صفت گریه یغما

بحر مستغنی از آن شد که کس او را بستاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسید
  2. شمارهٔ ۹۵چرا خورشید و ماهش بر نباشد
  3. شمارهٔ ۹۶غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود
  4. شمارهٔ ۹۷شد دلم شیفته زلف گره گیر دگر
  5. شمارهٔ ۹۸هرگز اندیشه زلفت نگذشتم به ضمیر
  6. شمارهٔ ۹۹خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
  7. شمارهٔ ۱۰۰خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
  8. شمارهٔ ۱۰۱دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.