پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

کودکی سنگ به کف چون سوی ویرانه رود

ماجراها به سرم زین دل دیوانه رود

نام طفلی چو رود آیدم از سینه برون

دل دیوانه و ویرانه به ویرانه رود

دانی از توبه مستان غرض ناصح چیست

تا بدین واسطه گه گاه به میخانه رود

از پی سلسله زلف جنون فرمائی

دل دیوانه از اینجا نه به آن خانه رود

ته جامی به فلک ده بود از بی خبری

دوره ای بر روش گردش پیمانه رود

رشک بر قرب کسم نیست که گر خود دل ماست

آشنا آید و از کوی تو بیگانه رود

سرزدت خط ز زنخدان و محال است که پیش

کار خوبان پس از این از تو بدین چانه رود

گل زد از آتش می شمع رخش مرغ چمن

ادب آنست که بر سنت پروانه رود

گندم خال تو آن روز که دیدم گفتم

خرمن طاعت ما بر سر این دانه رود

یار طفل است و تو دیوانه چه ترسی یغما

کار را باش که طفل از پی دیوانه رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴گفتم آن چشم و مژه گفت نه بیمارانند
  2. شمارهٔ ۷۵هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
  3. شمارهٔ ۷۶من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۷۷ز هجرانت چنانم جان بسوزد
  5. شمارهٔ ۷۸بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
  6. شمارهٔ ۷۹در بتکده گر خانه ای آباد توان کرد
  7. شمارهٔ ۸۰تا به خاطر مژه و ابروی توام بر گذرد
  8. شمارهٔ ۸۱شراب از خم به جام آمد خوش آمد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.