پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

به سوی کعبه ز میخانه رهی باید کرد

آخر عمر به عمدا گنهی باید کرد

شیخ مستور و زلیخا ره بازار به پیش

چارهٔ معجر و فکر کلهی باید کرد

گفت زاهد که من از آن سگ گو پاک‌ترم

لانسلم به تأمل نگهی باید کرد

یوسف از غیرت حسنت زده بر شیدایی

فکر زندانی و تدبیر چهی باید کرد

تا به کی پای به زنجیر گدایان سودن

دست در حلقهٔ فتراک شهی باید کرد

چند دندان کنم ای خواجه به مسواک سفید

که مرا چارهٔ روز سیهی باید کرد

نفس یغما به مدارای خرد پندپذیر

نیست تمهید مصاف و سپهی باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵هدف تیر نظر چون دل اغیار کند
  2. شمارهٔ ۷۶من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۷۷ز هجرانت چنانم جان بسوزد
  4. شمارهٔ ۷۸بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
  5. شمارهٔ ۷۹در بتکده گر خانه ای آباد توان کرد
  6. شمارهٔ ۸۰تا به خاطر مژه و ابروی توام بر گذرد
  7. شمارهٔ ۸۱شراب از خم به جام آمد خوش آمد
  8. شمارهٔ ۸۲لبت از می چو لعل رنگ آید
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.