پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

لبت از می چو لعل رنگ آید

نام آب خضر به ننگ آید

ننهم از کف آبگینه قدح

گرز روئینه چرخ سنگ آید

می سپارم رهی که اول گام

رخش رستم نرفته لنگ آید

تا نگنجد در او به جز غم عشق

خوشدلم چون دلم به تنگ آید

کفن از خنجر تو خون آلود

به ز دیبای رنگ رنگ آید

باده آبی بود کز او ماهی

کام اگر تر کند نهنگ آید

نبرد ز آهوان چشم تو جان

دل به سر پنجه گر پلنگ آید

چه غم ار چاک شد گریبان ها

اگرم دامنش به چنگ آید

چون کنم ز آن دهان تنگ حدیث

شکر از خامه تنگ تنگ آید

از پی نرم کردن دل دوست

می روم تا سرم به سنگ آید

آنکه صلحش هزار خون ریزد

تا چه خیزد اگر به جنگ آید

دل من در سواد زلف تو کیست

آن مسلمان که در فرنگ آید

نشنوم وعظ تا ز کوی مغان

نوش ساقی و بانگ چنگ آید

سینه یغما سپر نمود ای کاش

که یکی تیر او خدنگ آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
  2. شمارهٔ ۸۵سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
  3. شمارهٔ ۸۶زور دستان بنهد زال صفت زار آید
  4. شمارهٔ ۸۷دل با صف غمزه ای در افتاد
  5. شمارهٔ ۸۸تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
  6. شمارهٔ ۸۹فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
  7. شمارهٔ ۹۰جز آفتاب تو و آن غنچه شراب آلود
  8. شمارهٔ ۹۱ای دل ز خود برون شو یار است دیدی آمد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.