پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

زور دستان بنهد زال صفت زار آید

هر که در رزمگه رستم سردار آید

اولین تاز و گزندی که به سهراب رسید

به تهمتن ز تو در پهنه پیکار آید

شوکت چشم سیه را چه زیان از خط سبز

رستم آن است که با خیمه زنگار آید

هر کجا روی کنی طره به دوش از پس و پیش

گل به خرمن برود مشک به خروار آید

خال هندوت به خون تن و جان بر زده چنگ

تا چه ها بر دل از این هند جگر خوار آید

ماه و سروت به نظاره رخ و بالا شب و روز

آن به روزن در و این بر سر دیوار آید

خطّ محسن ، لقب از آن نمکین شکَّر یافت،

سگ بلی پاک شود چون به نمک زار آید

چهر و ابروت بسم واسطه شرط است امان

هر که با مصحف و شمشیر به زنهار آید

مرد میدان غم رستم سردار منم

رخش باید که همی حامل این بار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸تا یار شکر خنده ز در بند نیاید
  2. شمارهٔ ۸۹فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
  3. شمارهٔ ۹۰جز آفتاب تو و آن غنچه شراب آلود
  4. شمارهٔ ۹۱ای دل ز خود برون شو یار است دیدی آمد
  5. شمارهٔ ۹۲آنکه در پرده دل خلق جهانی بر باید
  6. شمارهٔ ۹۳همه تاب رخت از رشحه ساغر خیزد
  7. شمارهٔ ۹۴یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسید
  8. شمارهٔ ۹۵چرا خورشید و ماهش بر نباشد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.