پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

دل با صف غمزه ای در افتاد

صیدی به میان لشکر افتاد

ماهی بدمید کز طلوعش

از دیده مردم اختر افتاد

آن سوخته طایرم که بر گل

بالی نفشانده از پر افتاد

در پنجه طره تو دل کیست

مسلم که به دست کافر افتاد

از عیش ز ما نشان مجوئید

کاین قرعه بنام دیگر افتاد

از لعل تو با مسیح گفتم

تب کرد و به روی بستر افتاد

مستم ز مئی که هر که جامی

زان خورد ز پا نه کز سر افتاد

رندی که به دورها نشد مست

بنگر که به نیم ساغر افتاد

یغما به ره سمند او کیست

خاکی که به دست صرصر افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹فرق است زنخشب که مه از چاه بر آید
  2. شمارهٔ ۹۰جز آفتاب تو و آن غنچه شراب آلود
  3. شمارهٔ ۹۱ای دل ز خود برون شو یار است دیدی آمد
  4. شمارهٔ ۹۲آنکه در پرده دل خلق جهانی بر باید
  5. شمارهٔ ۹۳همه تاب رخت از رشحه ساغر خیزد
  6. شمارهٔ ۹۴یار نامد به سرم تا به لبم جان نرسید
  7. شمارهٔ ۹۵چرا خورشید و ماهش بر نباشد
  8. شمارهٔ ۹۶غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.